تبلیغات
سرزمین مادری - داستان غورباقه و مهندس
 
جمعه 5 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : یاسر چابک

داستان قورباغه و مهندس
روزی یک مهندس در حال عبور از یک جاده بود که یک قورباغه او را صدا کرد و گفت : اگر مرا ببوسی، من به پرنسس زیبایی تبدیل خواهم شد!
او خم شد، قورباغه را بلند کرد و در جیبش گذاشت.

***ادامه مطلب رو ببینید***


داستان قورباغه و مهندس
روزی یک مهندس در حال عبور از یک جاده بود که یک قورباغه او را صدا کرد و گفت : اگر مرا ببوسی، من به پرنسس زیبایی تبدیل خواهم شد!
او خم شد، قورباغه را بلند کرد و در جیبش گذاشت.
قورباغه دوباره صدا کرد و گفت : اگر مرا ببوسی و به پرنسس زیبایی تبدیل کنی، برای یک هفته پیش تو خواهم ماند! مهندس، قورباغه را از جیبش در آورد، لبخندی به او زد و دوباره او را در جیبش گذاشت.
قورباغه این بار گریه کرد و گفت : اگر مرا ببوسی و به پرنسس زیبایی تبدیل کنی، برای یک هفته پیش تو خواهم ماند! این بار نیزمهندس، قورباغه را از جیبش در آورد، لبخندی به او زد و دوباره او را در جیبش گذاشت.

سرانجام قورباغه پرسید : موضوع چیست؟ من به تو گفتم من یک پرنسس زیبا هستم، که با تو برای یک هفته خواهم ماند. چرا مرا نمی بوسی؟ مهندس گفت : نگاه کن! من یک مهندسم! برای من یک دوست دختر جالب نیست! اما یک قورباغه سخنگو واقعاً برایم جالب است!

**** یه همچین آدمایی هستن مهندسا :)) ****




نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 شهریور 1396 04:25 ق.ظ
Nice post. I was checking continuously this blog and I am impressed!
Very helpful information specifically the last part :
) I care for such information much. I was looking for this particular info for a long time.
Thank you and best of luck.
یکشنبه 12 شهریور 1396 12:33 ق.ظ
magnificent points altogether, you simply gained a new reader.
What could you recommend about your post that you simply
made a few days in the past? Any certain?
پنجشنبه 31 فروردین 1396 06:51 ق.ظ
I'm not sure why but this web site is loading extremely slow for me.

Is anyone else having this problem or is it a issue on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
شنبه 6 اردیبهشت 1393 10:26 ب.ظ
وبلاگ خوبی دارین
یاسر چابکممنون دوست عزیز.
نظر لطفتون .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


سرزمین مادری
یه روز خوب میاد...
درباره وبلاگ

از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !

مدیر وبلاگ : یاسر چابک
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگم چیه؟








نظر شما در مورد وبلاگم چیه؟








برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :