تبلیغات
سرزمین مادری - مطالب مطالب جالب
 
شنبه 29 شهریور 1393 :: نویسنده : یاسر چابک

چه ایده بدی بوده،دایره ای ساختن ساعت. احساس میکنی همیشه فرصت تکرار هست:
قرار بوده
۸ صبح بیدار شوی و میبینی شده ۸ و ربع٫ میگویی: اشکال ندارد تا ۹ میخوابم بعد بیدار میشوم!
قرار بوده امشب ساعت
۹ یک ساعتی را صرف مطالعه کتاب کنی، می بینی کتاب نخوانده ۱۰ شده. میگویی: اشکال ندارد. فردا شب ساعت ۹ میخوانم.
ساعت دروغ میگوید. زمان دور یک دایره نمی چرخد! زمان بر روی خطی مستقیم می دود. و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد.
ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است! ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو یادآوری میکند که دانه ای که افتاد دیگر باز نمی گردد. اگر روزی خانه بزرگی داشته باشم، به جای همه دکورها و مجسمه ها و ستونها، ساعت شنی بزرگی برای آن خواهم ساخت و میگویم در آن ساعت شنی،آنقدر شن بریزند که تخلیه اش به اندازه متوسط عمر یک انسان طول بکشد. تا هر لحظه که روبرویش می ایستم به یاد بیاورم که زمان «خط» است نه «دایره» و زمان رفته دیگر دور نمیزند وقابل برگشت نیست




نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 شهریور 1393 :: نویسنده : یاسر چابک

1- نوزاد تا 4 ماهگی نمی‌تواند طعم نمک را تشخیص دهد. شاید دلیل آن رشد کلیه باشد که حدود 4 ماهگی شروع به تولید سدیم می‌کند.

 

2- در اروپا قرون وسطی، زالو معمولا برای درمان بیماری‌های نوزادان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

 

3- در چین در هر 30 دقیقه، یک کودک مبتلا به نقایض هنگام تولد به دنیا می‌آید. نقایض هنگام تولد در این کشور نسبت به سال 2001، 40% افزایش یافته است.

 

4- نوزادان بیشتر تمایل دارند تا سرشان را به سمت راست ببرند تا چپ.

بقیه در ادامه مطلب ...




ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 مرداد 1393 :: نویسنده : یاسر چابک


اراده بر تغییر خویش
 
تفاوت كشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست.
برای مثال كشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مكتوب دارد و فقیر است!
                                                                                                                                                 
اما كشورهای جدیدی مانند كانادا، نیوزیلند، استرالیا كه 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند هستند.
                                                                                               
تفاوت كشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.
 
ژاپن كشوری است كه سرزمین بسیار محدودی دارد كه 80 درصد آن كوه‌هایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریكا را دارد. این كشور مانند یك كارخانه پهناور و شناوری می‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌كند.
ادامه مطلب رو بخونید...
 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 21 تیر 1393 :: نویسنده : یاسر چابک
http://s5.picofile.com/file/8129695018/creative_beddings_4.jpg

بقیه تصاویر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 تیر 1393 :: نویسنده : یاسر چابک
متن بسیار زیبایی است توصیه میکنم تا آخر و با دقت و حوصله کافی بخوانید
قسمتی از وصیت نامه ادوارد ادیش، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی در سن 76 سالگی
...
من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در شمردن صفرهای مقابل ارقامش گیج می شوم ! دارای شم اقتصادی بسیار بالا که گویا همواره به وجودم وحی می شود چه چیز را معامله کنم تا بیشترین سود از آن من شود ، البته تنها شانس و هوش نبود من تحصیلات دانشگاهی بالایی هم داشتم که شک ندارم سهم موثری در موفقیتهای من داشت .
یادم هست وقتی بیست ساله بودم خیال می کردم اگر روزی به یک چهلم سرمایه فعلیم برسم خوشبخترین و موفقترین مرد دنیا خواهم بود و عجیب است که حالا با داشتن سرمایه ای چهل برابر بیشتر از آنچه فکر می کردم باز از این حس زندگی بخش در وجودم خبری نیست . من در سن 22 سالگی برای اولین بار عاشق شدم
.
راستش آنوقتها من تنها یک دانشجوی ساده بودم که شغلی و در نتیجه حقوقی هم نداشتم . بعضی وقتها با تمام وجود هوس می کردم برای دختر موردعلاقه ام هدیه ای ارزشمند بگیرم تا عشقم را باور کند و کاش آن روزها کسی بود به من می گفت که راه ابراز عشق خرید کردن نیست که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترین عاشق ها ، فروشگاهها می شد
!!
کسی چیزی نگفت و من چون هرگز نتوانستم هدیه ای ارزشمند بگیرم هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم برای همیشه ترکم کرد . روز رفتنش قسم خوردم دیگر تا روزی که ثروتی به دست نیاوردم هرگز به دنبال عشقی هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فریاد کشیدم : هیس ، از امروز دگر ساکت باش و عجیب که قلبم تا همین امروز هم ساکت مانده است
...

و زندگی جدید من آغاز شد
من با تمام جدیت شروع به اندوختن سرمایه کردم ، باید به خودم و تمام آدمها ثابت می کردم کسی هستم . شاید برای اثبات کسی بودن راههای دیگری هم بود که نمی دانم چرا آنوقتها به ذهن من نرسید ... دیگر حساب روزها و شبها از دستم رفته بود .
روزها می گذشت ، جوانیم دور میشد و به جایش ثروت قدم به قدم به من نزدیکتر می شد ، راستش من تنها در پی ثروت نبودم ، دلم می خواست از ورای ثروت به آغوش شهرت هم دست یابم و اینگونه شد ، آنچنان اسم و رسمی پیدا کرده بودم که تمام آدمهای دوروبرم را وادار به احترام می کرد و من چه خوش خیال بودم ، خیال می کردم آنها دارند به من احترام می گذارند اما دریغ که احترام آنها به چیز دیگری بود
.
آن روزها آنقدر سرم شلوغ بود که اصلا وقت نمی کردم در گوشه ای از زنده ماندنم کمی زندگی هم بکنم ! به هر جا می رسیدم باز راضی نمی شدم بیشتر می خواستم ، به هر پله که می رسیدم پله بالاتری هم بود و من بالاترش را میخواستم و اصلا فراموش کرده بودم اینجا که ایستادم همان بهشت آرزوهای دیروزم بود کمی در این بهشت بمانم ، لذتش را ببرم و بعد پله بعدی ، من فقظ شتاب رفتن داشتم حالا قرار بود کی و کجا به چه چیز برسم این را خودم هم نمی دانستم
!
اوایل خیلی هم تنها نبودم ، آدمهای زیادی بودند که دلشان می خواست به من نزدیکتر باشند ، خیلی هاشان برای آنچه که داشتم و یکی دو تا هم تنها برای خودم و افسوس و هزاران افسوس که من آن روزها آنقدر وقت نداشتم که این یکی دو نفر را از انبوه آدمهایی که احاطه ام کرده بودند پیدایشان کنم ، من هرگز پیدایشان نکردم و آنها هم برای همیشه گم شدند و درست ازروز گم شدن آنها تنهایی با تمام تلخیش بر سویم هجوم آورد
.
من روز به روز میان انبوه آدمها تنها و تنها تر میشدم و خنده دار و شاید گریه دارش اینجاست هیچ کس از تنهایی من خبر نداشت و شاید خیلیها هم زیر لب زمزمه می کردند : خدای من ، این دگر چه مرد خوشبختیست ! و کاش اینطور بود
...
و باز روزها گذشت ، آسایش دوش به دوش زندگیم راه می رفت و هرگز نفهمیدم آرامش این وسط کجا مانده بود ؟ ایام جوانی خیال می کردم ثروت غول چراغ جادوست که اگر بیاید تمام آرزوها را براورده می کند و من با هزاران جان کردن آوردمش اما نمی دانم چرا آرزوها ی مرا براورده نکرد
...

کاش در تمام این سالها تنها چند روز، تنها چند صبح بهاری پابرهنه روی شنهای ساحل راه می رفتم تا غلفلک نرم آن شنهای خیس روحم را دعوت به آرامش می کرد .
کاش وقتهایی که برف می آمد من هم گوله ای از برف می ساختم و یواشکی کسی را نشانه می گرفتم و بعد از ترس پیدا کردنم تمام راه را بر روی برفها می دویدم .

کاش بعضی وقتها بی چتر زیر باران راه می رفتم ، سوت می زدم ، شعر می خواندم ، کاش با احساساتم راحتر از اینها بودم ، وقتهایی که بغضم می گرفت یک دل سیر گریه می کردم و وقت شادیم قهقهه خنده هایم دنیا را می گرفت ...

کاش من هم می توانستم عشقم را در نگاهم بگنجانم و به زبان چشمهایم عشق را می گفتم ...
کاش چند روزی از عمرم را هم برای دل آدمها زندگی می کردم ، بیشتر گوش می کردم ، بهتر نگاهشان می کردم ...

شاید باورتان نشود ، من هنوز هم نمی دانم چگونه می شود ابراز عشق کرد ، حتی نمی دانم عشق چیست ، چه حسی است تنها می دانم عشق نعمت باشکوهی بود که اگر درون قلبم بود من بهتر از اینها زندگی می کردم ، بهتر از اینها می مردم . من تنها می دانم عشق حس عجیبی*ست که آدمها را بزرگتر می کند .
درست است که می گویند با عشق قلب سریعتر می زند ، رنگ آدم بی هوا می پرد ، حس از دست و پای آدم می رود اما همانها می گویند عشق اعجاز زندگیست ، کاش من هم از این معجزه چیزی می فهمیدم
...
کاش همین حالا یکی بیاید تمام ثروت مرا بردارد و به جایش آرام حتی شده به دروغ ! درون گوشم زمزمه کند دوستم دارد ، کاش یکی بیاید و در این تنهایی پر از مرگ مرا از تنهایی و تنهایی را از من نجات دهد ، بیاید و به من بگوید که روزی مرا دوست داشته است ، بگوید بعد از مرگ همواره به خاطرش خواهم ماند ، بگوید وقتی تو نباشی چیزی از این زندگی ، چیزی از این دنیا ، از این روزها کم می شود
.
راستی من کجای دنیا بودم ؟
آهای آدمها ، کسی مرا یادش هست ؟
اگر هست تو را به خدا یکی بیاید و در این دقایق پر از تنهایی به من بگوید که مرا دوست داشته است!
نظر شما در مورد این مطلب...





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 تیر 1393 :: نویسنده : یاسر چابک

تیم ملی پرتغال در دیدار مقابل آمریکا به میدان رفت و به تساوی دو بر دو رسید.

در این بازی کریستیانو رونالدو ستاره پرتغال و مرد سال فوتبال جهان با چهره‌ای جدید در میدان ظاهر شد و موهای خود را با طرحی به شکل زیگزاگ مدل داده بود.


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تهیه کننده مجموعه ویدئویی “یار دوازدهم” از اعزام ۴۰ هنرمند و ۶۰ ورزشکار برای حمایت از تیم ملی به کشور برزیل در ایام برگزاری جام جهانی خبر داد.

رضا یزدانی، حسام نواب‌صفوی، پژمان جمشیدی، سیاوش خیرابی، فاطمه گودرزی، مهراب قاسم‌خانی، سید جواد هاشمی، محسن تنابنده، لیندا کیانی، نرگس محمدی، کامران تفتی، مهران غفوریان، محمدرضا شریفی‌نیا، یوسف طاهریان، بابک اردلان و مهدی پاکدل هنرمندانی هستند که برای حمایت از تیم ملی به برزیل سفر کرده‌اند.http://www.iranvij.ir/wp-content/uploads/2014/05/021.png


             ادامه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید...




ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 خرداد 1393 :: نویسنده : یاسر چابک


بقیه عکس ها در ادامه مطلب...



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 خرداد 1393 :: نویسنده : یاسر چابک
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه عکس ها در ادامه مطلب....



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 خرداد 1393 :: نویسنده : یاسر چابک


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


x169i2w9ba9nd7o5hx4.jpgادامه عکس ها رو ببینید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 خرداد 1393 :: نویسنده : یاسر چابک


شاید کسی در آن زمان فکر نمی کرد پا به توپ شدن این پسر بچه اینگونه چشم همه جهانیان را به خود خیره کند.
لیونل مسی و خواهرش +عکس
لیونل مسی در کنار خواهرش




نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 9 خرداد 1393 :: نویسنده : یاسر چابک
با نزدیک شدن به جام جهانی چند تا والپیپر زیبا ببینید...
ادامه مطلب رو هم ببینید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 خرداد 1393 :: نویسنده : یاسر چابک
نوشتم ۵۰٪ ﺯﻥ ﻫﺎیی ﮐﻪ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ"
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ ۷۵٪ : ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻫﺎ ﺟﻮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﭘﺴﺮ ﮐﺮﻭﺑﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺭﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺳﻨﮓ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ ۳۵٪ : ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺑﮑﺎﺭﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ :ﭘﺪﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻬﯿﺰﻩ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻠﯿﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﺧﺖ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺁﻣﺎﺭ ﺍﺳﯿﺪ ﭘﺎﺷﯽ ﻭ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺳﻦ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺍﺯ ﻓﻘﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ 14 ﺳﺎﻝ ﺭﺳﯿﺪ
ﮔﻔﺘﯽ: ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ .
ﮔﻔﺘﯽ: ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﻥ ﺧﺎﺹ ﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﻣﺎﺭ ﻣﺮﮒ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ
ﮔﻔﺘﯽ: ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.
 
ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯﺕ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ , ﭘﺴﺮﺕ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﺷﺪ , ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻓﺎﺣﺸﻪ , ﺯﻧﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻃﻼﻕ
ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﺪ , ﻧﺎﻣﺶ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﻨﮓ ﺷﺪ , ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭﺵ ﺍﺯ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﺷﺪ , ﻧﺨﺒﻪ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺪﻝ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺷﺪ , ﺍﺳﻄﻮﺭﻫﺎﯾﺶ ﻋﺮﺑﯽ ﺷﺪ , ﺷﺎﺩﯼ ﺟﺮﻡ ﺷﺪ , ﺗﺠﻤﻊ ﺑﺎﻻﯼ 10 ﻧﻔﺮ ﻏﯿﺮ ﻣﺠﺎﺯ ﺷﺪ , ﺻﺤﻨﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺷﺪ , ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﮑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﺷﺒﮑﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻏﺰﻩ ﮔﻔﺖ , ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﺁﺏ ﻧﺒﻮﺩ ﺁﺏ ﺻﺎﺩﺭ ﺷﺪ , ﺍﺭﻣﻨﺴﺘﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﻕ ﻧﺪﺍﺩ ﺑﺮﻕ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺷﺪ , ﻣﺨﺪﺭ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﺷﺪ
ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ
ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩی ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﭘﺪﺭ ﮐﻪ بودی
سیاسی نبودی مادر و خواهر كه بودی"




نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 خرداد 1393 :: نویسنده : یاسر چابک
نوشته های یک زن:
سالهاست که زن بودن را فراموش کرده ایم.سالهاست دیگر همسران فداکار و مادران دلسوزی نیستیم.
در عوض راننده های خوبی شده ایم،حسابداران خبره،مامور خریدان زرنگ،مدیران توانمند،باربران قوی،استراتژیست های باهوش،
اما دیگر خودمان نیستیم.ما گم شدیم ، چه کسی ما را به دنیای خشن و خالی از لطافت مردان کشاند؟
شانه هایمان،بازوانمان و زانوهایمان هنوز زنانه اند.هنوز برای مرد شدن ساخته نشدند.
و افسوس اینکه به مرد بودنمان افتخار می کنیم.از یادمان رفته زن بودن اوج غرور است. صبرمان ،عواطفمان،هنرمان ارزشمندتر از هر آنچه است که به دست آوردیم.
دلم برای نوه  هایمان میسوزد چه کسی میخواهد به دخترانمان مادر بودن را بیاموزد.
میدانید خانه از مادران خالی شده است و مردان چه لذتی میبرند از این گم شدن،از این خالی شدن خانه، دیگر دغدغه خرج و برج را ندارند،نگران خرید و  دیر رسیدن بچه ها، آینده خانواده و.......
به لطف مرد شدن ما آنها فرصت زیادی برای راحت زندگی کردن پیدا کرده اند.نکند آدرس را خودشان اشتباه داده اند؟ ما خیلی نزدیک به خدا بودیم .؟همه شاهد بودند بهشت زیر پایمان بود ولی حالا ؟؟!!
دلم برای زن بودنمان تنگ شده است.
نظر یادت نره




نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
سرزمین مادری
یه روز خوب میاد...
درباره وبلاگ

از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !

مدیر وبلاگ : یاسر چابک
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگم چیه؟








نظر شما در مورد وبلاگم چیه؟








برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :